بهـ نامـ او
سادهـ می شود نوشتـ
بی هیچـ قافیهـ ای
بی هیچـ ضربـ و آهنگی
می شود رها نوشتـ؛از قید و بند
یکـ نفر هستـ کهـ بهـ منـ یاد داد
هیچـ حرفمـ پشتـ دیوار غرورمـ نماند
و همیشهـ سادهـ و بی دغدغهـ بنویسمـ
و اینـ آرامشـ دلمـ را
در آغوشـ کسی تجربهـ کردمـ
کهـ میدانمـ می فهمد و حسـ می کند
او بهـ منـ یاد داد
از بروز احساسمـ ابایی نداشتهـ باشمـ
و دلمـ را قرصـ کرد
کهـ احساسمـ هیچـ گاهـ مورد تمسخرشـ واقعـ نمیشود
حتی در دلشـ...
شاید نمی داند کهـ چقدر دیوانهـ ی یکی بهـ دوی کلامی مانـ هستمـ
و حسـ میکنمـ حریفی قدرتر از او نیستـ
چقدر واژهـ هایشـ، احساسشـ
لحنشـ و پاکی اشـ را دوستـ دارمـ
دنیای منـ چقدر زیباستـ
ϰ-†нêmê§ |